|
Gunay azerbaycan sitasi
|
|
|
|
||||
|
دانلود انواع کتابهای ترکی اذربایجانیdownload كليك كنحتما این کتاب ها را دانلود کرده و بخوانید مطالعه این کتابها باعث بالا رفتن اگاهی شما خواهد شد این کتاب تاریخی در مورد اذربایجان را حتما دانلود کن Download (نام کتاب:آذربايجان صحبت ميكند... چند ورق درخشان از تاريخ پر افتخار ما فريدون ابراهيمي)(روي مطلب كليك كن) مجموعه کتابهای :صمد بهرنگی- مباني دستور زبان تركي آذربايجاني =فدراليسم در ايران=بذ قالاسيندا محمد تقي زهتابي=آشيق پري ديواني ( گونده رن:علي.ب.تورك ) =يكهزار كلمه اصيل تركي در پارسي ( محمد صادق نائبي ) =درباره نام و موقعيت زبان ترکی آذربايجانی ( دكتر جواد هيئت )- توبه نامه فردوسي ( محمد صادق نائبي ) =آشيق شمشير دده نين ديواني (گونده رن: علي.ب.تورك)- شبسترلي معجزين ديواني=شهريارين توركجه شعرلري و حيدربابا=دده قورقود دستاني و بسیاری دیگر...........روی دانلود کلیک کنید(بالا) نظر یادت نره
+
نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 1:26 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ترك ها و ايران پيشگفتار : جمعيت ترکان ايران چقدر است؟ متاسفانه تا کنون سرشماري رسمي و درستي براي تعيين ترکيب جمعيتي ايران صورت نگرفته و آمارهاي موجود اکثراٌ مغرضانه و در جهت کم نشان دادن جمعيت ملت هاي غيرفارس در ايران بوده است. بر اساس اين آمار بدون در نظرگرفتن ترکان ترکمني 4/25 ميليون نفر (62/38% جمعيت ايران ) بوده و اکثريت نسبي اين کشور را تشکيل مي دهند که اين رقم را تا 30 ميليون نفر نيز تخمين زده اند. جمعيت فارس زبان ها نيز 22 ميليون نفر مي باشد. بر اساس اين آمار جمعيت ترک هاي ايران حدود 27400000 نفر مي باشد و کل متکلمين زبانهاي خانواده ايراني ( نه لهجه ها يا گويش هاي فارسي! که با علامت * مشخص شده است) 37500000 مي باشد. پس ايران نه فقط سرزمين ملت فارس بلکه سرزمين ملت هاي مختلف ترک و کرد و عرب و فارس و بلوچ و ... است. لازم به ذکر است که حدود 8 ميليون ترک آذربايجاني در جمهوري آذربايجان، بيش از 500000 نفر در ترکيه و حدود يک ميليون نفر در عراق (عمدتا در شهر کرکوک و اطراف آن) زندگي ميکنند. ترکان دنيا خط زبان ترکي از ديگر خصوصيات زبان ترکي آيا ترکي رايج در ايران و جمهوري آذربايجان و ترکيه متفاوت است؟
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ادبيات زبان ترکي آذربايجاني (مثال)و تلفظ شكل و نام حرف (مثال)و تلفظ شكل و نام حرف Ana__(مادر)انا At__(اسب)آت daş__(سنگ)داش A.a __ آ Son__(اخر)سون boş__(خالي)بوش qab__(ظرف)قاب B.b __ب gön__(چرم)گون Aci__(تلخ)آجي Gec__(دير)گِىج C.c __ ج öpüş__(بوسه)ئوپوش Çox__(بسيار)چوخ Saç__(گيسو)ساچ Ç.ç__ چ ayag__(پا)آياق Dil__(زبان)ديل Ad__ (نام)آد D.d __ د axar(روان)آخار__ əl__(دست)ال dəvə__(شتر)دوه Ə.ə __í saf(صاف)صاف__ Ev__(خانه)اءو yel__(باد)يءل E.e _ Firtana__(طوفان)فيرتانا F.f __ ف Şuv (تركه)شوو__ taniş= Ş.Ş __ ش Bilgi__(دانش)بيلگي) G.g __ گ Tələbə__(دانشجو)طلبه Dağ__(كوه)داغ Ağri__(درد)اغري Ğ.ğ __ غ Uşaq__(بچه)اوشاق Hara__(كجا)هارا Hakim__(حاكم)حاكيم H.h __ ح.ه üz=(صورت)اوز g Isti__(گرما)ايستي Diş__(دندان)ديش I.i__ اي alov=(الو)آلوو qış__(زمستان)قيش Yaxin__(نزديك)ياخين ı __ ئئ Ox=(تير)اوخ----axiş=(جريان) X.x __ خ əjdəha__(اژدها)اژدها j.J __ ژ yazi__(نوشته)يازي Kal__(نارس)كال əkin__(كشت)اكين K.k__ ك zəfar__(پيروزي)ظفر lüt__(لخت)لوت alma__(سيب)آلما l.L __ ل tə’sir__تاثير به جاي همزه و ع ساكن ___’่ MaŞa__(انبر)ماشا Yardim__(كمك)يارديم M.m__ م
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
درطول تاريخ ملت ترک آذربايجان چه خدمت هايي براي ايران کرده اند؟ از ملت دو تعريف متفاوت شده است، يکي تعريف اتنيک و قومي است که به مفهوم مجموعه اي از انسان ها با خصوصيات زباني و تاريخي و فرهنگي مشترک است و ديگري مفهوم سيويک و سياسي آن است که به مفهوم مجموعه اي از انسان ها با دولت و قانون مشترک و حقوق مساوي است که در نوشته حاضر اصطلاح تابعيت ( يا ملت- دولت) براي مفهوم دوم مناسبتر تشخيص داده شده است. با اين تعريف يک اردبيلي ترک جزء ملت ترک محسوب مي شود که تابعيت ايراني دارد. يعني تعريف اتنيک و سيويک ملت در ضديت با يکديگر نيست، چندين ملت مي توانند تابعيت واحدي داشته باشند و بالعکس ملت واحدي مي تواند از تابعيت چندگانه برخوردار باشد. کشورهاي کثيرالملله در دنيا نظير ايران فراوان هستند و صحبت از ملت ترک و عرب و فارس و غيره به معني سوق دادن کشور به سوي تجزيه نيست، بلکه آنچه يک کشور را به سوي هرج و مرج و تجزيه پيش مي برد، قائل شدن حقوق نابرابر براي ملت ها است. آيا ترکي رايج در ايران و جمهوري آذربايجان و ترکيه متفاوت است؟
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حرکات آزاديخواهي آذربايجان حرکت ملي آذربايجان مطالب بر گرفته شده از اين سايت www.azadtabriz.com/forum/archive/index.php?t-2.html
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سر آغاز شونيسم فارس در ايران
حال که مروري اجمالي به تاريخ و فرهنگ ترکان داشتيم، درک مي کنيم که ما ترکان نه تنها همچون قارچهاي يکروزه در ايران جوانه نزده ايم، بلکه ملتي با بيش از 25 ميليون جمعيت و ريشه اي چندين هزار ساله در منطقه سکونت خود هستيم. ما صاحب زباني قدرتمند و زيبا و فرهنگ و ادبياتي بسيار غني هستيم که پشتوانه عظيمي براي ملت ما محسوب مي شود. اما دوباره به سئوالات اول نوشته برمي گرديم. چرا ما از هويت (کيمليک) و دارايي فرهنگي (وارليق) خود بي خبر هستيم؟ و آنچه را از تاريخ ايران مي دانيم اکثراً در جهت تحقير ملت و فرهنگمان است؟ جواب را بايد در 80 سال سيستم حاکم شونيسم فارس که ارمغان رژيم پهلوي است جست. شونيسم يعني اعتقاد به برتري نژادي و يا حقوقي ملتي بر ملت ديگر. با کنار رفتن قاجاريه يا آخرين حکومت ترک در ايران، رژيم نژادپرست پهلوي با نقاب وحدتملي ولي دراصل براي خدمت به اربابان خارجي خود تمرکزگرايي (سانتراليسم) افراطي و يکسان سازي اجباري هويتي- فرهنگي کشور کثيرالملل ايران را در دستور کار خود قرار داد. طبق سيستم جديد شونيستي، ايران يعني تنها سرزمين ملت فارس و ديگر ملت هاي ترک، کرد، عرب، بلوچ و ... بايد از صحنه فرهنگي- سياسي ايران محو مي شدند. دليل استعمارگران خارجي بخصوص انگليس براي اين سياست نيز ايجاد قدرتي يکپارچه به عنوان سدي در مقابل رقيب استعماري روسيه (که به تازگي سياستهاي ضد سرمايه داري را نيز پيشه کرده بود) و ساده کردن باز ي هاي استعماري خود در منطقه با جايگزيني يک مهره بجاي چندين کانون قدرت ملي بود. البته دلايل ديگري نيز براي مبارزه با عنصر ترک نيز در اين منطقه وجود داشت. اول خاطره تلخ اروپاييان از دولت مقتدر عثماني و ديگري ترس از پيشرو بودن ملت ترک آذربايجان در حرکات روشنفکري و ضد استعماري بود، چرا که در آن زمان در نتيجه ارتباط زباني ملت ترک آذربايجان با آزاديخواهان همزبان خود در آنسوي رود آراز و ترکيه دروازه ورود انديشه هاي نو و آزاديخواهي به ايران بود. اين دوران مقارن بود با عصر نظريه هاي نژادپرستي به خصوص تئوري ساختگي نژاد برتر آريا در اروپا، که دستاويز استثمارگران شده بود. اين تئوري هاي نژادپرستانه، ساخته و پرداخته اروپاييان، در ايران منبع الهام و تغذيه براي عده اي روشنفکر جيره خوار دربار پهلوي گشت تا با اين رژيم در نابودي ملت هاي ايراني غير فارس همراه گردند. آنها براي نابودي ديگر ملت ها، يکسان سازي اجباري هويتي ملت ها را پيشه کرده و زبان و فرهنگ ملت ها را مورد حمله قرار دادند. حکومت مرکزي نابودي فرهنگي ملت ها را به نسل کشي ترجيح داد، هرچند که در مواردي نيز جنايت و خونريزي را نيز بر اين ملت ها روا داشت. فعاليت هاي شونيستي در اين دوران عموماً در قالب ايده هاي پان ايرانيستي صورت مي گرفت. پان ايرانيست ها طرفدار ايجاد ملت واحد ايراني از طريق نابودي هويت ملت هاي غير فارس وفارس سازي اجباري آنها هستند. از اينروست که پان ايرانيستها ( =شونيستها) به پان فارس نيز معروف گشته اند. مرامنامه شونيسم فارس را ميتوان در نژادپرستي آريايي، ترک ستيزي، عرب ستيزي، اسلام ستيزي، باستان گرايي و تبليغ دين زرتشت خلاصه کرد. اگرچه جرقه هاي شونيسم فارس قبل از رژيم پهلوي و تحت تأثير غربيان در ايران زده شده بود، ولي ارتقاء آن در حد يک سياست حکومتي از زمان رضاخان شروع شد. از بنيانگذاران باستان گرايي و شونيسم آريايي نيز مي توان از آخوندزاده، جلال الدين ميرزاي قاجار، ميرزا ملکم خان و در نسل بعد، سيدحسن تقي زاده، کاظم زاده ايرانشهرتبريزي، محمودافشار، احمدکسروي، تقي اراني، ملک الشعراي بهار، رضازاده شفق، محمدعلي فروغي، جوادشيخ الاسلام زاده، يحيي ذکاء و ... نامبرد. ما آذربايجاني هستيم، ترک هستيم يا آذري؟ آيا نژادي به نام نژاد فارس يا نژاد ترک داريم؟ تعويض نام مکان ها و شهرها
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اعتراف تاريخ دانان به كشته شدن كوروش كبير بدست فرمانرواي اذربايجان(تومرس)در هفته نامه ايران استار: خبر 35000000 ايران استاربزگترين هفته نامه ايرانيان مقيم كاناداست كه در صفحه 31-30 شماره 625خود در مقاله اي تحت عنوان(قتل كوروش كبير پس از 29 سال فرمانروايي)كشته شدن كوروش را بدست فرمانرواي اذربايجاني اعتراف كرده است اين در حالي است كه بعضي از دروغ پردازان تاريخ ايران در بعضي از سايتها و نوشته هاي خود نوشته اي را از كوروش ياد مي كنند(كوروش بزرگ: فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل دهد) حال با توجه به مقاله نوشته شده مي توانيد به واقعيت و دروغ پردازي پان فارس ها پي ببريد. کوروش پس از فتح بابل ، بر آن شد با توسل به نيروي نظامي اش که فوق العاده نيرومند بود و تاکنون شکستي را تجربه نکرده بود، ماساژت را نيز مغلوب کند. ماساژت ها در شمال شرق و غرب ايران(آذربايجان) در کرانه رود آراکس(آراز) در همسايگي قوم ايسه دونر زندگي مي کردند. مساژت ها(آذربايجانيها) بسيار ماجراجو بودند. کوروش به دلائل متعدد به سرزمين ماساژات ها لشکر کشي کرد او انگيزه هاي گوناگوني براي سرکوب اين قوم داشته است . يکي پيشينه او بود.او باور داشت که بيش از يک انسان است . و بيش از همه شانس با او بوده است و در همه جنگ ها با موفقيت به اهداف خود دست يافته است . گفتي است که کوروش عليه هر مللتي اراده به لشکر کشي مي کرد ، انصراف او چنين تصميمي ناممکن بود و کسي نمي توانست او را از انجام اين تصميم باز دارد . حمله به ماساژت ها(آذربايجان)زماني صورت گرفت که فرمانرواي ماساژتها (آذربايجانيها) فوت کرده بود و همسر او که زني به نام مومي ريس تومروس بود بر آنها حکومت مي کرد به روايت هرودوت "کوروش فرستاده اي را نزد اين زن فرستاد و از او خواستگاري کرده ، تومروس گمان مي کرد که کوروش از او خواستگاري نگرده است ، بلکه مي خواهد سرزمين آذربايجان را تصاحب کند و بر اين اساس به کوروش پاسخ منفي داد. وقتي درخواست کوروش توسط تومروس پذيرفته نشد ، عليه ماساژت ها لشکر کشي کرد.تومروس براي کوروش پيغام فرستاد که به سرزمين خود باز گردد و فکر حمله به سرزمين آنها رااز سر خود بيرون کند . کوروش پس از مذاکره با صاحب منصبان به اين نتيچه رسيد که در سرزمين ماساژت ها يعني سرزمين تومروس با آنان روبه رو شود. در جنگي که صورت گرفت پسر تومروس اسير شد و تومرس از کوروش درخواست کرد که پسرش را آزاد کند و به محض اينکه کوروش او را آزاد کرد ، پسرش خود کشي کرد.و تومرس از آن همه نيروهاي جنگجوي آذربايجاني راگرد آورد و به مقابله با کوروش فرستاد.مانند اين کشتار تاکنون در ميان بربرها(غيريوناني)سابقه نداشته است . جريان اين کشتار به اين صورت بود که نخست طرفين از دور با کمان به سوي يکديگر به نبرد پرداختند و کاملا به يکديگر نزديک شدند.با اين که طرفين زمان درازي با يکديگر جنگيدند، هيچ کدام از طرفين فرار اختيار نکردند،در پايان اين جنگ ماساژت(آذربايجاني)ها پيروز شدند. بخش عظيمي از سپاه پارسيان نابود شدند ودر حين اين جنگ کوروش نيز کشته شد؛ پس از آن که بيست و نه سال پادشاه بود. تومروس مشکي را پر ازخون انسان ها جمع کرد و از ميان اجساد کشته شدگان پارسي،جسد کوروش را يافت و سر اورا در اين مشک فرو برد و با لحني سرزنش آميز چنين گفت:تو پسر مرا از من گرفتي ، من که هنوز زنده ام و بر تو پيروز شدم .من دستور دادم که تو را با خون سيراب کنند . مرگ کوروش را طبق مدرکي که در دست است ؛ در سال 529 پيش از ميلاد مي مدانند . پيکر او را به پاسارگاد بردند و به دخمه سپردند و مقبره او تا اين زمان در آنچا برپاست. تلاش و هوشياري و مقاومت کوروش در طي حکومت 30ساله اش شالوده حکومتي را پي ريخت که ايران در زمان خود يکي از بزرگترين مهدهاي تمدن چهان باستان شد . رواياتي که در مورد شخصيت ، سياسيت ، جهانگردي و بر خود کوروش با ملل مغلوب شده است ، او را بصورت چهره اي افسانه اي در تاريخ ثبت کرده است . منابع: 1- خداداديان ، اردشير، تاريخ ايران باستان(هخامنشي ها)، مچموعه سوم ،نشر به ديد ، تهران 1378 2-مشکور،محمد جواد،ايران در عهد باستان(در تاريخ اقوام و پادشاهان پيش از اسلام) انتشارات اشرفي،1367 مطالب گرفته شده از اين سايت.www.radist.org
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط آراز
|
|
|||||
|
|||||