ازاد تبریز- با توجه به اشتهای سیری ناپذیر رژیم نژادپرست فارس که امروزه ادامه راه و اعمال رضا خان قلدر و در برجی موارد بیشتر از رفتارهای ننگین وی کاملا در آن هویدا است، سعی برآن دارد تا با پاسداشت تاریخ و جعلیاتی که بیشتر آن را با عنوان «تمدن برتر آریایی؟!» معرفی کند. نژاد پرستان فارس برای پایداری و اثبات وجود، در پی ایجاد هویتی واقعی برای خود میباشند که اکنون با ادعا های دروغینی پا را از مرز فراتر نهاده اند تا جایی که بیشتر اقوام ساکن را نیز به نوعی در آن شریک می سازند. حال اینکه هیچ مدرکی برای اثبات ادعاهای خویش ندارند. که البته با تمام این وجود ، ادعاهای پوج آنان باز محکوم فنا است.
در طی هفته های قبل اخبار های کذبی منوط بر اینکه «سامی یوسف به ایران می آید» از سوی بیشتر خبرگزاری ها و رسانه های فارسی زبان داخل کشور پخش شد که در آن اینگونه عنوان شد: «سامى يوسف ميهمان صدا و سيما» که شخص «سامی یوسف» این خبر را برای بارها تکذیب نموده ولی از ظاهر پیدا است که برای ایرانی یا بهتر بگوییم «فارس» معرفی نمودن وی از هیچ تلاشی دست بردار نیستند.
سامی یوسف به هیچ وجه ایرانی نبوده و در هیچ یک از بیو گرافی های موجود وی اثری از ایرانی و یا فارس زبان بودن او یافت نمی شود بلکه وی تنها یک تورک زبان می باشد و در میان خانواده ای از اهل هنر در آذربایجان چشم به جهان گشوده است.که طی مصاحبه ای که با کانال samanyoluترکیه انجام داد پدرش اهل باکو و مادرش تبریزی است ولی در این بین برخی از فارس زبانان کوشیده اند که بار دیگر وی را یک فارس زبان معرفی نمایند.
در ادامه برای درک بهتر و اثبات نوشته های خود، به بیو گرافی خود «سامی یوسف» اشاره می کنیم که از وب سایت ایشان نقل می گردد:
Sami learnt to play several instruments at a very young age and gradually began to show a keen interest in singing and composing. He studied music at several institutions and with renowned composers and musicians including composers from the Royal Academy of Music in London, one of the world most prestigious music institutions.
Sami has been composing from a very young age and his beautiful voice is supplemented by his extensive knowledge of music theory and harmony. He has also a good understanding of the Middle Eastern modes (or Maqams).
Sami is also a devout practicing Muslim who sees songs as a means of promoting the message of Islam and encouraging the youth to be proud of their religion and identity.
لازم به ذکر است که اشاره به نام انگلستان و با توجه به قوانین بین الملل و اقامت وی در انگلستان که تبعه آن کشور محسوب می گردد، صورت پذیرفته است.
اخبار های منتشره کذب در ایران
*خبرگزاري جمهوري اسلامي- ایرنا ۸۶/۰۵/۰۷
سامي يوسف خواننده سرودهاي مذهبي، احتمالا در برنامه ويژه كوله پشتي در عيد فطر امسال حضور مييابد….
*روزنامه ایران
سامى يوسف در يك خانواده اهل موسيقى از تبار آذربايجان متولد و با موسيقى بزرگ شد. او كه متولد ۱۹۸۰ است آموزش هاى ابتدايى خود را از پدر فراگرفت. پدر او يك آهنگساز و شاعر بين المللى است.
* خبرگزاري دانشجويان ايران- ایسنا
سامي يوسف خواننده انگليسي - ايراني، با ساير خوانندگان فرق دارد….
يوسف 27 ساله كه در تهران به دنيا آمده؟!!! و در 3 سالگي همراه خانوادهاش به انگلستان مهاجرت كرده است!! به رويترز گفته است او از تصويري كه بعضيها در غرب از اسلام دارند متنفر است ….
انتقاد شدید سامی یوسف از انتشار اخبار کذب و دروغین در ایران
I have recently been informed that the Iranian TV has publicly announced that I will be attending an Interview in Tehran. I want to make it clear that I, nor my management, have been officially approached regarding this and no agreement has been made. I am sorry to have to inform our fans and well wishers in Iran of this sad news but the information that is being spread is either fabricated or there has been a gross misunderstanding.
I wish to express my deepest regret that this should have never occurred in the first place. Misinformation like this spreading is out of my control and I am just as surprised as everyone else.
With many salams and regards.
Sami Yusuf
ترجمه:
من به تازگی متوجه شده ام که تلویزیونی ایرانی به طور عمومی اعلام کرده است که من در یک مصاحبه تلویزیونی در تهران حضور خواهم داشت. من می خواهم این موضوع را روشن کنم که، هیچ یک از مدیرانم، به طور رسمی راجع به این موضوع خبری ندارند و هیچ توافقی حاصل نشده است. من متاسفم که باید به هوادارانمان و همه کسانی که خیر ما را در ایران می خواهند ، در مورد این خبر ناراحت کننده اعلام کنم که، اطلاعاتی که نشر پیدا کرده همه اینها ساختگی است و نشات گرفته از یک سوء تفاهم است.
تاسف عمیق خودم را اعلام می کنم که در وهله اول این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد .
خبر نادرست به این گستردگی از کنترل من خارج است و من هم مانند هرکس دیگری از شنیدن این خبر شگفت زده شدم.
با سلام ها و احترامات زیاد.
سامی یوسف
چالش های پیش روی پاسداران ، ارتشی ها و بسیجیان آذربایجانی
دکتر شکییبا
در حال حاضر بنظر میرسد کلیه نیروهای مسلح اهل آذربایجان در مقابل جنبش ملی بیداری آذربایجان به شدت ایستاده و با حکومت مرکزی( اینجا اشاره به هر حکومت حاکم فارس اعم از جمهوری اسلامی وغیره می باشد) برای سرکوب مردم آذربایجان از هیچ حرکتی دریغ نمی کنند که عین واقعیت است. حال بدون آنکه به چرایی تبعیت بدون چون و چرای این نیروهای نظامی از حکومت مرکزی بپردازیم به چالشهایی که این نیروها در صورت تغییر رژیم اتفاق بیفتد می پردازیم و این موضوع را با یک سوال آغاز می کنیم.
در صورت انقراض جمهوری اسلامی و بوجود آمدن حکومتی مخالف با آن ،سپاهیان پاسدار و بسیجیان باز در مقابل جنبش آذربایجان خواهند ایستاد یا بعنوان بازوی نظامی جنبش آذربایجان عمل خواهندکرد؟
جواب این سوال را به سپاهیان ،بسیجیان و نیروهای امنیتی ترک زبان واگذار می کنم. اما به تحلیل اتفاقات احتمالی به تفیک می پردازم.
1- نیروهای مسلح ارتش: شاید هیچ صنف و گروهی به اندازه ارتشیان ترک زبان طعم تلخ تحقیر ترک زبانان را به علت جو حاکم بر ارتش نچشیده اند. علت آن نیز نوع و تیپ های شخصیتی خاصی است که وارد ارتش می شوند. معمولا این افراد تابع محض و هرگونه الفاظ رکیک و بی احترامی را از جانب هر مافوقی که باشد بعنوان هنجار می پذیرند و در میان سربازان نیز ادبیات محترمانه و رفتار متین در محیط ارتش کمتر دیده می شود. از آنجاییکه جو ارتش و ارتشیان و شرایط نه چندان خوب زندگی آنها اجازه بلوغ فکری و خلاقیت را به این گروه نمی دهد تا هویت طلبی را بعنوان یک ارزش درک کنند و در جهت عزت آذربایجان قدم بردارند. این نیروها بدیهی است در صورت تغییر رژیم بصورت خنثی و تابع حکومت مرکزی عمل می کنند.
2- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: از آنجاییکه این بخش از نیروهای نظامی مصرف جمهوری اسلامی دارند در صورت تغییر رژیم حتما متلاشی و از بین خواهند رفت و پاسداران به عنوان حامیان نظام حاکم قطعا مورد قهر و غضب قرار می گیرند. بنابراین درصورت تغییر نظام حاکم همین نیروها از جنبش آذربایجان حمایت خواهند کرد. در واقع منافع موقت پاسداران و بسیجیان ایجاب می کند از نظام جمهوری اسلامی دفاع کنند ولی منافع دائمی پاسداران و بسیجیان ایجای می کند که از اصل و هویت خود دفاع کنند. دور اندیشی در این زمینه به این نیروهای نظامی این فرصت را خواهد داد که اگر نظام حاکم فعلی را دوست و حامی موقت خود ببینند، جنبش آذربایجان را بعنوان اصل و هویت دیرین خود خواهند یافت.
3- بسیجیان: قطعا بسیاری از بسیجی ها در راستای جنبش ملی بیداری آذربایجان در راستای تحقق هویت ملی آذربایجانی خود تلاش خواهند کرد. بنابراین بایستی سعی گردد از هم اکنون در این نیروها روح بیداری دمیده شود تا با اتکا به خدای متعال حق تضییع شده مردم آذربایجان توسط خود مردم آذربایجان گرفته شود.
4- نیروهای امنیتی: نیروهای امنیتی ترک زبان کشور بیش از هر کسی میدانند که چه برنامه های عظیم و سازمان یافته ای برای بی هویت و بی اصل کردن مردم آذربایجان و از بین بردن زبان مادری ما به دست پارسیان در حال اجرا است. حال بایستی این نیروهای امنیتی ترک زبان بایستی بهتر از هرکسی درک کنند که امنیت ملی بدون احترام به حقوق همه ملت ها امکان پذیر نیست و بایستی بین امنیت ملی و امنیت پارسی و همچنین امنیت پارسی و امنیت مردم آذربایجان فرق بگذارند.
در آخر لازم میدانم که این حقیقت را بیان کنم که ما نبایستی پاسداران و بسیجیان را بخاطر برخوردشان با جنبش آذربایجان محکوم کنیم بلکه بایستی با حوصله و تدابیر مناسب آنها را ازخواب غفلتی که در آن دچار هستند برهانیم
